خدا رو شكر كه تموم شد.
حتماً مي پرسين چي تموم شد؟ از شما چه پنهون تو اين مدت كه نبودم يه سري مشكلات واقعاً طاقتم رو طاق كرده بودن ولي به لطف خدا تموم شدن. يعني تا حدودي. البته مشكلات هميشه هست و يه جورايي به قول قديميا لازمه زندگيه ولي به شرطي كه قدرت تحمل كردنشم باشه. خودمونيم اگه خدا همين تحملو به آدم نمي داد هممون از فرط سنگيني بعضي از مشكلات پودر مي شديم. حالا نمي خوام بگم كه مشكل من خيلي طاقت فرسا بود ولي بهرحال تا حالا با يه چنين دردسري تو زندگيم مواجه نشده بودم.
مي دونين چيه؟ به نظر من نوع برخورد با مشكلاتي كه تو زندگي پيش مياد به خود آدم مربوط مي شه. يعني خودش بايد تصميم بگيره كه مشكلشو چه جوري حل كنه. حتي بعضي مواقع خودمون مي دونيم كاري كه داريم انجام مي ديم آخرش واسمون شر مي شه ولي با اين حال حاضريم تا تهش بريم جلو. حالا اينجا ديگه به تحمل آدم بستگي داره كه تا چه حد جنبه دردسر رو داشته باشه.
نمي دونم با من هم عقيده اين يا نه، ولي به نظر من يه سري كارا هستن كه از سرتا پاشون دردسر آويزونه ولي ما رو مثل آهنربا جذب خودشون مي كنن. مي خوام بگم با اينكه كه مثل روز روشنه انجام دادن اون كار واسه آدم شر به پا مي كنه ولي با اين حال اون كارو حتي با اشتياق شروع مي كنه. دردسر منم از همين نوعش بود. حالا اينش بمونه كه چي بود و چي شد ولي همين قدر بهتون بگم كه اول كار يعني 5_4 پيش موقعي كه شروع شد، با اينكه سنم زياد نبود ولي مثل روز برام روشن بود كه خيلي دردسر مي كشم و كشيدم.
البته اينكه جريانو كامل براتون نمي گم واسه اينه كه نمي خوام ناراحتتون كنم. يعني خوش ندارم با گفتن مشكلاتم دوستامو ناراحت كنم وگرنه بي تعارف به شماها كاملاً اطمينان دارم. آخه شما كه منو نميشناسين فقط مطالبم رو مي خونين پس خيلي راحت مي تونم خودمو سبك كنم. با خيال تخت. ولي همون طور كه گفتم با عنوان كردن مشكلاتم واسه دوستام حال نمي كنم. حالا يه سري از عزيزام كه منو ميشناسن و مطالبم رو هم مي خونن، جاي خودشونو دارن. شرمنده همشونم. اونا رو هم بعضي مواقع ناخواسته با گفتن مشكلاتم مي رنجونم. ولي واقعاً دست خودم نيست. آخه يه موقع هايي اگه آدم با يكي حرف نزنه دلش منفجر مي شه.
آخرش اينكه به همتون ايمان دارم و مطمئنم اگه ازتون كمك بخوام دست رد به سينم نمي زنين ولي خب دوستاي خوبي دوروبرم هستن كه هميشه منو شرمنده مرام خودشون كردن.
يه خواهش ازتون دارم. براتون گفتم مشكلم تا حدودي حل شده. اون يه كمش به يه چيز كوچيك ولي حياتي احتياج داره. يه معجزه. ازتون مي خوام دعا كنين خدا يه معجزه كوچيك در حد بنده ناچيزي مثل من بكنه. فقط همين.
شرمندم مي كنين.
يا علي